آذر ۱۴۰۱ - تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 16:18
میدونی آلزایمر گرفتمهیچی هیچی پیر شدم هنوز همونم بدون هیچ تفاوتی فقط موسفید کمی موهام کم پشت شده همین دیگ اصلا هم ب خودم نمیرسم یادش بخیر چقدر میتونست سرنوشتم تغییر کنه چقدر میتونست خوب باشه نمیدونم چجوری میخوای جواب بدی.با اینکه ازدواج کردم ولی همون احساسها رو بیان میکنم ولی وقتی درونش نگاه میکنم ا...
اختلال مزمن - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:54
نمیدونم چمه شدهجدیدا هی اسمش ب زبون میارم خیلی وقت هم هست فراموش شده ولی تکرار اسمش ناخود اگاه روی زبونممیاد دست خودمم نیست اصنچقدر داشتنت قشنگ بود
AYyyyyyy - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 14:27
هی پرسه میزنم تو این خیابونا هی زجه میزنم میخوامت از خدا عجب هوایی بارون داره میاد نیستی ندارمت دلم تو رو میخواد نیستی کنارمن ببندی چترتو دوتایی خیس بشیم بپیچه عطر تو نیستی حالم بده لعنت به این هوا من بی تو ناخوشم بارون میخوام چیکار آیییی نبودنت امان مو دیگه برید آیییی یک کاری کن جونم دیگه به لب رسی...
باران - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:16
بزن به زخم های کهنه ام باران بزن؛ تازه شود حال آن خیابان چرا باران نمی بارد بزند به این لاعلاج درد نوشته شده توسط صیاد در ساعت | لینک |
یک حس بی پروا - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:16
با اینکه نیستی باز هم دوستت دارم بیخیال انچه امد بر سرم بیخیال همه ی بریدن های نصف شبم بیخیال همه ی خیسی چشام بیخیال نعر ها و صدا زدن هام من این احساس رو هم دوست دارم با اینکه نیستی باز هم دوستت دارم پ ن تولدت مبارک نوشته شده توسط صیاد در ساعت | لینک |
یادگاری از... - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:16
لحظه ی دیدار نزدیک استباز من دیوانه ام مستمباز می لرزد دلم دستمباز گویی در جهان دیگری هستمهای نخراشی به غفلت گونه ام را تیغآی نپریشی صفای زلفکم را دستو آبرویم را نریزی دلای نخورده مستلحظه ی دیدار نزدیک است
برگرد - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:16
لحظه ی دیدار نزدیک استباز من دیوانه ام مستمباز می لرزد دلم دستمباز گویی در جهان دیگری هستمهای نخراشی به غفلت گونه ام را تیغآی نپریشی صفای زلفکم را دستو آبرویم را نریزی دلای نخورده مستلحظه ی دیدار نزدیک است
سراب - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:16
نه عذاب است نه نفرین یک راه بی راه است این حال نامعلوم نیستی هنوزم اینجایی روزی صد بار بی خبری از حالت مثل فیلم درد داره این حال ناجور و هربار فقط یک کلمه لقلقه زبانم میشود اروم باش اروم نوشته شده توسط صیاد در ساعت | لینک |
خفگی - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:16
لعنتی صدام بزن شیرین ترین هضم دنیا صدای تو بود توی تمام موی رگهای مغزم رخنه میکرد مرگ هم دستش به این حس نمیرسد و اما مرگ قوی نبود قویتر از مرگ خود تو بودی خود خودت لعنتی صدام بزن هی بگو اسمم را پشت پلکهای بسته کنار خنده های ریز منه صدای صدا زدن های زنده نوشته شده توسط صیاد در ساعت | لینک |
صحن - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 13:16
میگم ضامن آهو میگه قول دادی میگم بزرگان بخشش کنن ای غایت من میگه بیا بیا میگم بدم راهم میدی میگه بیا بیا. ضامن آهو یابن الزهرا رضا نوشته شده توسط صیاد در ساعت | لینک |